عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

65

كشف الحقايق ( فارسى )

يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ « 1 » فصل « 2 » اى درويش آدمى نه چنانست كه هرچه بشنود بداند و نه چنانست كه هرچه بداند در آن مقام باشد زيرا كه از شنودن تا دانستن راه بسيارست و از دانستن تا به عمل آوردن عقبات بيشمار پس هر كس كه اين رساله را بخواند بايد كه اين گمان نبرد كه آنچه مراد گوينده است تمام معلوم كرده و هر كس كه مراد گوينده معلوم كند بايد كه اين دعوى نكند كه اين مقام وى گشت . و آنكه در اين مقام باشد او را حاجت بگفت زبان نباشد كه من درين مقامم اقوال و افعال و احوال وى خود گواهى دهد كه وى درين مقامست . اى درويش هر كه درين مقام باشد و از اين وجود به قدر باخبر بود چنان وجود خود را درين وجود گم كند كه هرگز باز نيابد و هركه وجود خود را در اين وجود گم كرد صفت او جز سكوت نباشد و فعل او جز ملازمت سوت ( كذا فى الاصل - شايد : بيوت ) « 3 » نبود و مطلوب او درين عالم جز به قدر قوت نباشد . اى درويش اگر چه بعضى گفته‌اند كه اين وجود را بتحقيق دانستن امكان ندارد و هيچ‌كس از انبياء اين وجود را چنان كه اين وجودست بتحقيق ندانست و در آخر جمله بعجز و نادانى خود اقرار كردند اما جمله اتفاق كرده‌اند كه علامت آنكه به قدر از اين وجود باخبر شد آنست كه ترك اختيار خود كرد بلكه ترك وجود خود گفت و دست تصرف و زبان اعتراض كوتاه كرد و دانست كه هيچ‌كس وجود ندارد الا خداى تعالى و خدايست كه هميشه بوده است و هميشه خواهد بود و معرفت هر كه زياده بود ترك او زياده بود زيرا كه اين مقام را علامات بسيارست خاصه اين مقام آنست كه البته ترك اختيار كند و راضى و تسليم شود و چشم خدابين بگشايد و نظاره كند و بيقين داند كه هر چيز مىباشد آن‌چنان‌كه مىباشد مىبايد . اى درويش هر كه راضى و تسليم نمىشود و بسعى و كوشش خود مىخواهد كه عالم را آن‌چنان گرداند كه مراد اوست و هرچه موافق طبع او نباشد

--> ( 1 ) - مائده 59 ( 2 ) - فصل : در بيان نصيحت ( 3 ) - ملامت بيوت كذا